تبلیغات
احکام شرعی - معاد
 
احکام شرعی
دینی و مذهبی عکس ماه محرم
پنجشنبه 1 اسفند 1392 :: نویسنده : محسن
اصل معاد اعتقاد به عالمی فراتر از جهان ماده است که جهان گذران مادر در نهایت به سوی آن در حرکت است و در رستاخیز عام هستی همه جهان به مرحله ای برتر از هستی با نظام و سنن و قوانین دیگری می شود.
از طرف دیگر در آن عالم انسان براساس کرده ها و اندوخته های علمی اش در این جهان سرنوشت نیک و بد خویش را می بیند.
جهت آگاهی بیشتر ر.ک: فرجام شناسی، محمدرضا کاشفی (پرسش ها و پاسخ های دانشجویی، ج 2) قم، نشر معارف.
در خصوص اثبات معاد دو مسئله را باید مورد توجه قرار داد:
اصل معاد اعتقاد به عالمی فراتر از جهان ماده است که جهان گذران مادر در نهایت به سوی آن در حرکت است و در رستاخیز عام هستی همه جهان به مرحله ای برتر از هستی با نظام و سنن و قوانین دیگری می شود.
از طرف دیگر در آن عالم انسان براساس کرده ها و اندوخته های علمی اش در این جهان سرنوشت نیک و بد خویش را می بیند.
جهت آگاهی بیشتر ر.ک: فرجام شناسی، محمدرضا کاشفی (پرسش ها و پاسخ های دانشجویی، ج 2) قم، نشر معارف.
در خصوص اثبات معاد دو مسئله را باید مورد توجه قرار داد:
1. اصل معاد را می توان بدون توجه به دین خاصی اثبات کرد (اثبات عقلی معاد) به گونه ای که دین نیز آن را تاکید می کند.
2. در خصوص کیفیت و جزئیات معاد و این که آیا مثلا فقط روحانی است و یا جسمانی نیز می باشند به دلیل آن که فراتر از محدوده عقل انسان است نمی توان فرادینی بحث نمود. از این رو در مورد معاد جسمانی صرفا ادله نقلی (قرآن-روایات) کارساز است و چون بازگشت این ادله نیز به عقل است یعنی پذیرش دین اسلام و حجیت آن به دلیل عقل است لذا هر آنچه که در محدوده دین مطرح می شود به عقل و حکم عقلی باز می گردد ولو آنکه بازگشت آن با واسطه ادله نقلی صورت پذیرد. اما آنچه که از سؤال شما بر می آید گوئی اثبات عقلی معاد به طور بی واسطه است بنابراین ما صرفا ادله عقلی بی واسطه را در خصوص معاد مطرح می کنیم:
از طرفی انسان موجودی دوبعدی است (روحانی-جسمانی) و از طرف دیگر آنچه که ما پس از مرگ می بینیم از بین رفتن و زائل شدن جسم انسان است حال آیا بعد از زوال جسم بعد دیگر انسان نیز از بین رفته است یا نه؟ و به بیان دیگر آیا بعد روحانی انسان جاودانه باقی می ماند یا آنکه آن نیز از بین می رود؟ اثبات جاودانگی و فناناپذیری بعد روحانی انسان مساوی است با قبول معاد به خصوص انکه شخصیت انسان نه به جسم بلکه به روح اوست. از این رو ما با اثبات عقلی جاودانگی روح انسان به معاد عقلی پی می بریم.
دلیل اول: پیش از این گفتیم که مسئله معاد و جاودانگی انسان صدها و بلکه هزاران سال است که فکر انسان را به خود مشغول کرده از اینرو یکی از قدیمی ترین ادله در خصوص این مسئله را برای شما بازگو می کنیم:
در کتاب محاورات افلاطون که تاریخ آن به چند صد سال پیش از مسیح باز می گردد سقراط اینگونه استدلال می کند:
1. انسان موجودی است دو بعدی: بعدی روحانی و بعد دیگر آن جسمانی
2. عامل حیات بدن، روح است
3. حیات ضد ممات و فناپذیری است
4. روح ضد ممات و فناپذیری است چرا که روح علت حیات است
5. دو ضد هیچ گاه با هم جمع نمی شوند (یعنی نمی شود مثلا مکان خاصی در زمان خاصی هم سفید باشد و هم سیاه)
نتیجه: روح ضد فناپذیری است به این معناست که هیچ گاه روح فناپذیر نخواهد بود و این یعنی جاودانگی روح.
استدلال مذکور استدلالی است که سقراط چند ساعت پیش از خوردن جام زهر برای شاگردان خود مطرح کرد بی آنکه شاگردان وی بتوانند بر آن اشکالی وارد کنند.
دلیل دوم: این برهان برهانی است که فلاسفه مطرح می کنند و مقدمات آن نیز عقلانی صرف است فلذا از استحکام بالائی برخوردار است:
مقدمه اول: روح امری مجرد و غیر مادی است.
مقدمه دوم: هر امر مجرد و غیر مادی جاودانه است.
نتیجه: روح جاودانه است.
برای یقین به درستی نتیجه باید هر دو مقدمه مذکور اثبات شود:
اثبات مقدمه اول:
برای اثبات مقدمه اول چندین دلیل ذکرکرده اند اما به دو دلیل بسنده می کنیم:
الف. از ویژگی های امر مادی تقسیم پذیری است اما روح هر انسان به هیچ عنوان تقسیم پذیر نیست.
ب. علم امری مجرد و غیر مادی است (زیرا از ویژگی های ماده تغییر و تحول است اما ما می بینیم که علم ما به امری مثلا این که من با چشمان خود دیدم که حسن از پشت بام افتاد و مرد، هیچ گاه تغییر نمی یابد و همواره ثابت است و موید آن نیز تذکر و به یاد افتادن چیزی است که انسان فراموش کرده است که اگر علم من ثابت نبود به یاد افتادن اصلا امکان نداشت) فلذا عالم و گیرنده آن هم که انسان و روح انسان است باید مجرد و غیر مادی باشد.
اثبات مقدمه دوم:
فناپذیربودن به معنای تجزیه و تحلیل شدن است و تجزیه و تحلیل شدن از مختصات عالم مادی و جسمانی است و امر مجرد یعنی امر غیرمادی که هیچ گاه محکوم قوانین مادی قرار نمی گیرد.
بنابراین روح هم که امری مجرد و غیر مادی است هیچ گاه تجزیه و تحلیل نمی شود و این یعنی هیچ گاه فنا و نابود نمی شود.
برهان ذکر شده نیز اثبات کرد که روح انسان هیچ گاه از بین نمی رود و نابود نمی شود و تا خدا هست او نیز همواره وجود دارد گر چه ممکن است در هر برهه از حیات خود در عالمی باشد اما در عین حال ثابت و زنده و پویا بقا می یابد.
با اثبات عقلی فناپذیری و جاودانگی روح، حداقل معاد که جاودانگی روح است اثبات می گردد.
گذشته از ادله مذکور ادله ای وجود دارد که به دلیل وافی بودن مطالب فوق از ذکر آن صرف نظر می کنیم و صرفا نکات کوتاهی را می گوئیم:
1. انسان همواره میل به ابدی شدن دارد. او همواره حامل دردی است با نام درد جاودانگی؛ صدها سال است که انسان ها به دنبال آن بودند که در کنار توسعه رفاهی خود عمر خود را نیز افزایش دهند و تا می توانند به زندگی خود ادامه دهند. به راستی آیا می توان پذیرفت که این میل و این درد در انسان وجود داشته باشد و خدا آن را نهاده باشد اما تحقق خارجی نیابد؟ اگر همه امیال انسان لابد از داشتن مصادیق هستند و اگر انسان میل به ابدیت دارد پس چرا نباید چنین میلی در عالمی تحقق یابد؟ آیا می توان گفت که آنچه ابدی نیست راستین و واقعی است و در عین حال باور به واقعی بودن انسانیت داشت؟
2. اعتقاد به خدائی عادل و حکیم که ناشی از حکم عقل انسان است آیا با زوال و نابودی انسان سازگاری دارد؟ واقعا اگر عالمی دیگر و اگر معاد در کار نباشد چگونه می توان ظلم را پاسخ داد ظالمینی که در طول عمر خود از هر نوع لذت و مواهبی برخوردار بودند بی آنکه تا پایان عمر خود خم به ابرو آورند و دنیایشان به مشقت و سختی بگذرد. در صورتی که معادی نباشد پس مظلومینی که تا پایان عمر خویش در دستان حاکمان مستبد و ستمگر در خون خود می غلطیدند چگونه جواب داده خواهند شد؟ آیا در چنین صورتی می توان معتعد به خدائی حکیم و عادل شد؟
3. با انکار معاد، ارسال رسل و آمدن 124000 هز ار پیامبر و سختی هائی که انسان ها در جهت پیروی از چنین پیامبرانی برده اند چگونه توجیه عقلانی می یابد؟ آیا می توان باور کرد و آیا اصلا عقل انسان قبول می کند که همه این دستورات و قوانین پوچ و بی معنا باشد؟
از این رو عقل انسان نه تنها منکر معاد نمی تواند بشود بلکه خود نیز وسیله ای برای اثبات معاد می گردد.
فروع دین یعنی اصول عملی و رفتاری دین؛ موارد اهم و بارز این اصول رفتاری عبارتند از: نماز، روزه، حج، جهاد، خمس، زکات، امر به معروف و نهی از منکر، تولی و تبری.
این مجموعه کلیاتی در حوزه رابطه انسان با خدا و رابطه انسان با دیگران است




نوع مطلب : اصول دین، 
برچسب ها : اصول دین،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 4 تیر 1396 09:33 ق.ظ
These are genuinely wonderful ideas in on the topic of blogging.

You have touched some fastidious factors here. Any way keep up wrinting.
چهارشنبه 3 خرداد 1396 08:03 ق.ظ
Hi there this is kind of of off topic but I was wondering if blogs use WYSIWYG editors or if you have to
manually code with HTML. I'm starting a blog soon but have no
coding knowledge so I wanted to get advice from someone with
experience. Any help would be greatly appreciated!
جمعه 25 فروردین 1396 03:16 ب.ظ
We stumbled over here different web page and thought I might check
things out. I like what I see so now i'm following you. Look forward to looking into your web page repeatedly.
دوشنبه 21 فروردین 1396 08:10 ب.ظ
You actually make it seem so easy with your presentation but I find this matter
to be actually something that I think I would never understand.
It seems too complicated and very broad for me. I'm looking forward for your next post, I'll try to get the hang
of it!
شنبه 12 فروردین 1396 09:04 ب.ظ
My spouse and I absolutely love your blog and find the majority of your post's to be
just what I'm looking for. Do you offer guest writers to write content for yourself?
I wouldn't mind creating a post or elaborating on a lot of
the subjects you write about here. Again, awesome web log!
چهارشنبه 8 دی 1395 08:25 ب.ظ
اتبات معاد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

احکام دینی و مذهبی
جهت تبادل لینک وب م ارا لینک کرده از طریق قسمت ارسال پیوند میتوانید لینک شوید

نظر یادتون نره

مدیر وبلاگ : محسن
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :