تبلیغات
احکام شرعی - آستان قمر بنى هاشم
 
احکام شرعی
دینی و مذهبی عکس ماه محرم
پنجشنبه 23 شهریور 1391 :: نویسنده : محسن
در آستانت اى قمر بنى هاشم ! و اى افتخار عدنان !
تو اى سردار آزادگان و انقلابیون در آسمان شرافت ، درخشیدى و سَمبل قهرمانیها و مظهر فداكارى و جانبازى گشتى .
حكومت ددمنش اموى را دیدى كه جامعه را به طرف تباهى و ویرانى كامل سوق مى دهد، كرامتها را زیر پا مى گذارد، آزادیها را سلب مى كند، داراییها را به سود خود تصرف مى كند و همگان را به زندگانى تلخى كه در آن حتى سایه عدالت اجتماعى سیاسى به چشم نمى خورد، پیش مى برد. پس همراه برادرت ؛ پدر آزادگان و سالار شهیدان ( علیه السّلام ) كه آرمانها و آرزوهاى ملتها را در خود مجسم كرده بود و براى آزادى اراده و بازگرداندن كرامت آنان مى كوشید، پرچم آزادى را برافراشتى .
با برادرت ، در سنگرى واحد قرار گرفتى و كلمة اللّه را كه كرامت انسان و ایجاد زندگى ایمن و به دور از ظلم و طغیان را در خود دارد به گوش تاریخ رساندید.
اما تو، اى ابوالفضل ! بخشش و هدیه اى از خداوند به امت بودى ، براى آنان افقهایى درخشان از آزادگى و كرامت گشودى . به آنان آموختى كه جانبازى باید خالصانه براى خدا باشد و هیچ یك از عواطف و آروزهایى كه سر به خاك مى برد، آن را نیالاید. با این روح اسلامى اصیل بود كه به جانبازیت اى ابوالفضل ! در راه حق و پاسدارى از ارزشها و اعتقادات ، مُهر دفاع خورد. رمز جاودانگىِ جانبازى تو و شیفته كردن دلهاى مردم در طول تاریخ ، همین است .
اى قمر بنى هاشم ! پایه هاى بنیاد حقیقت را تو در دنیاى عرب و اسلام برپاداشتى و با یاریت به برادرت سیدالشهداء كه براى حاكمیت عدالت اجتماعى و توزیع خیرات الهى بر محرومان و ستمدیدگان جنگید براى مسلمانان ، مجد و كرامتى والا و استوار، پایدار كردى .
با برادرت ، بار این رسالت را بر دوش گرفتى وبدین ترتیب با برادرت و دیگر شهداى با فضیلت از اهل بیت و انصار آنان ، طلایه داران مقدس شهیدان راه حق در سراسر زمین بودید.
در آستانت اى قمر بنى هاشم ! و اى افتخار عدنان !
تو اى سردار آزادگان و انقلابیون در آسمان شرافت ، درخشیدى و سَمبل قهرمانیها و مظهر فداكارى و جانبازى گشتى .
حكومت ددمنش اموى را دیدى كه جامعه را به طرف تباهى و ویرانى كامل سوق مى دهد، كرامتها را زیر پا مى گذارد، آزادیها را سلب مى كند، داراییها را به سود خود تصرف مى كند و همگان را به زندگانى تلخى كه در آن حتى سایه عدالت اجتماعى سیاسى به چشم نمى خورد، پیش مى برد. پس همراه برادرت ؛ پدر آزادگان و سالار شهیدان ( علیه السّلام ) كه آرمانها و آرزوهاى ملتها را در خود مجسم كرده بود و براى آزادى اراده و بازگرداندن كرامت آنان مى كوشید، پرچم آزادى را برافراشتى .
با برادرت ، در سنگرى واحد قرار گرفتى و كلمة اللّه را كه كرامت انسان و ایجاد زندگى ایمن و به دور از ظلم و طغیان را در خود دارد به گوش تاریخ رساندید.
اما تو، اى ابوالفضل ! بخشش و هدیه اى از خداوند به امت بودى ، براى آنان افقهایى درخشان از آزادگى و كرامت گشودى . به آنان آموختى كه جانبازى باید خالصانه براى خدا باشد و هیچ یك از عواطف و آروزهایى كه سر به خاك مى برد، آن را نیالاید. با این روح اسلامى اصیل بود كه به جانبازیت اى ابوالفضل ! در راه حق و پاسدارى از ارزشها و اعتقادات ، مُهر دفاع خورد. رمز جاودانگىِ جانبازى تو و شیفته كردن دلهاى مردم در طول تاریخ ، همین است .
اى قمر بنى هاشم ! پایه هاى بنیاد حقیقت را تو در دنیاى عرب و اسلام برپاداشتى و با یاریت به برادرت سیدالشهداء كه براى حاكمیت عدالت اجتماعى و توزیع خیرات الهى بر محرومان و ستمدیدگان جنگید براى مسلمانان ، مجد و كرامتى والا و استوار، پایدار كردى .
با برادرت ، بار این رسالت را بر دوش گرفتى وبدین ترتیب با برادرت و دیگر شهداى با فضیلت از اهل بیت و انصار آنان ، طلایه داران مقدس شهیدان راه حق در سراسر زمین بودید.
مقدمه مؤ لّف
ابوالفضل العباس ( علیه السّلام ) به عنوان بزرگترین سردار یگانه اى كه انسانیت در قهرمانیهاى نادر و دیگر صفات برجسته اش كه زبانزد ملل جهان است ، همانندى براى او نمى شناسد، در عرصه تاریخ اسلامى ، ظاهر شد. ابوالفضل در روز عاشورا ایستادگى فوق العاده و اراده استوار و وصف ناپذیرى از خود نشان داد و با قلبى مطمئن و آرام و عزمى نیرومند، لشكرى بود شكست ناپذیر. سپاه ((ابن زیاد)) را هراسان كرد و نه تنها از نظر روحى ، بلكه در میادین رزم نیز آنان را شكست داد.
قهرمانیهاى ابوالفضل در گذشته و حال ، مورد گفتگوى مردم بوده است .
آنان هرگز ندیده اند یك تنِ سنگین از غم و اندوه ، بر لشكر درهم فشرده مجهز به آلات جنگى ، شامل دهها هزار پیاده و سواره كه همچنان تقویت مى شود، بتازد و خسارات سنگینى به آنان و ادوات جنگى شان وارد كند.
مورّخان درباره شجاعت آن حضرت در روز عاشورا مى گویند كه : هر گاه به لشكرى حمله مى كرد، در حالى كه یكدیگر را زیر پا له مى كردند و دلهایشان پریشان شده و هراس مرگ بر آنان سایه افكنده بود و از ترس ، راه خود را گم كرده بودند، از برابرش مى گریختند و كثرت جمعیت به آنان سودى نمى بخشید.
شجاعت و دیگر ویژگیهاى ابوالفضل نه تنها موجب سرافرازى و افتخار وى و مسلمانان است ، بلكه هر انسان پایبند انسانیت و ارزشهاى انسانى را به تكریم و بزرگداشت ، وادار مى كند.
علاوه بر قهرمانیهاى شگفت آور، حضرت ، نمونه كامل صفات و گرایشهاى بزرگ بود، شهامت ، نجابت ، بلندمنشى ، وفادارى ، همدردى و همگامى در ایشان مجسم شده بود. حضرت با برادرش امام حسین ( علیه السّلام ) در سخت ترین روزهاى رنج و محنت ، همدرد و همگام بود و رنج او را با خود تقسیم كرد. جان را فداى برادر نمود و با خون خود او را حمایت كرد. به طور قطع ، چنین همدلى و همراهى جز از كسانى كه خداوند دلهایشان را براى ایمان آزموده و بر هدایتشان افزوده باشد، ساخته نیست .
ابوالفضل العباس ( علیه السّلام ) در رفتار با برادرش امام حسین ( علیه السّلام ) حقیقت برادرىِ صادقانه اسلامى را به نمایش گذاشت و همه ارزشها و الگوهاى آن را آشكار كرد. هیچ یك از انواع ادب ، احسان و نیكى نماند، مگر آنكه حضرت آن را درباره امام رعایت كرده و به كار بست . از جمله زیباترین جلوه هاى مواسات و برادرى آن بود كه در روز عاشورا پس از آنكه بر آب فرات دست یافت ، مشتى آب برگرفت تا عطش خود را فرونشاند و قلب سوزان چون اخگرش را خنك كند، ناگهان در آن لحظات هولناك ، تشنگى برادرش امام حسین و اهل بیتش ( علیهم السّلام ) را به یاد آورد، شرافت نفس و علوّ طبع ، او را به ریختن آب واداشت و همدردى خود را در آن محنت كمرشكن نیز با برادرش نشان داد.
صفحات تاریخ ملتها و امتها را بنگرید، آیا چنین برادرى صادقانه خواهید یافت ؟! به كارنامه شریفان و نجیب زادگان دنیا نگاه كنید آیا چنین ایثار و نجابتى را خواهید دید؟!
اللّه اكبر!
این چه رحمت و چه محبت و دوستى است ! انسانیت با تمامى ارزشها و آرمانها در برابر چنین فداكارى و جانبازى حضرت ، در راه امام حسین ( علیه السّلام ) سرفرود مى آورد و عظمت حضرت را پاس مى دارد.
آنچه موجب عظمت جانبازى ابوالفضل در راه امام حسین ( علیه السّلام ) و یارى اوست ، آن است كه این جانبازى به انگیزه برادرى ، خویشى ، پیوند خونى و دیگر اعتبارات مرسوم میان مردم صورت نگرفت ، بلكه به انگیزه خدایى و با خلوص نیت ، در راه پروردگار بود. ایمان حقیقى با ذات حضرت ، عجین شده بود و یكى از عناصر بارز ایشان به شمار مى رفت .
حضرت ، این نكته را هنگامى كه دست راستش (كه منبع خیر و بركت بود) از تن جدا شد با خواندن این رجز بیان كرد:
((به خدا سوگند! اگر دست راستم را قطع كنید، من همچنان از دینم و امامِ درست باورم ، حمایت خواهم كرد)).(1)
رجزها در آن زمان نمایانگر اهداف ، اعتقادات و ارزشهایى بودند كه رجز خوان به خاطر آنها پیكار مى كرد و شهید مى شد. رجز حضرت عباس ( علیه السّلام ) به صراحت و روشنى نشان مى دهد كه ایشان براى دفاع از دین و ارزشهاى اصیل اسلامى كه در حكومت سیاه امویان در معرض خطر قرار گرفته بود و حمایت از امام مسلمین ، ریحانه رسول خدا( صلّى اللّه علیه و آله ) امام حسین ( علیه السّلام ) اولین مدافع كرامت انسانى مى جنگید. این عوامل ، حضرت را به جانبازى برانگیخت و نه عاملى دیگر. رمز جاودانگى و پایندگى و عظمت جانبازى حضرت در طول قرنها و نسلها، همین است .
ابوالفضل العباس ( علیه السّلام ) در راه تحقق آرمانهاى والا كه پدر آزادگان ، برادرش امام حسین ( علیه السّلام ) بانگ آنها را سر داده بود، شهید شد. از مهمترین خواسته هاى امام ، برپایى حكومت قرآن در شرق ، گسترش عدالت میان مردم و توزیع بهره هاى زمین بر آنان بود؛ زیرا نعمتهاى الهى به گروهى خاص تعلّق ندارد. ابوالفضل براى بازگرداندن آزادى و كرامت مسلمانان ، گسترش رحمت اسلامى میان مردم و نعمت بزرگ این دین كه نابودى ظلم و ستم را هدف خود ساخته بود و ایجاد جامعه اى كه در آن هرگز ترس و هراس جایى نداشته باشد، به شهادت رسید.
ابوالفضل ، مشعل آزادى و كرامت را برگرفت ، كاروانهاى شهیدان را به عرصه هاى شرف و میدانهاى عزت ، راهبرى كرد و پیروزى را براى ملتهاى مسلمان كه زیر چكمه هاى جور و ستم دست و پا مى زدند به ارمغان آورد.
ابوالفضل براى حاكمیت
((كلمة اللّه )) در زمین به میدانهاى جهاد شتافت ؛ همان كلمه و پیامى كه راه زندگى كریمانه را به مردم نشان مى دهد.
پدر آزادگان ، امام حسین ( علیه السّلام ) قیام بزرگ خود را آغاز كرد و با آن ، مفاهیم كتاب خدا را روشن ساخت . قیام را عبرتى براى خردمندان كرد و استحكامات ظلم و جور را درهم كوبید. امام قیام بى مانند و جهت دهنده خود را همان طور كه فرموده بود كجروانه ، مفسدانه ، ظالمانه و بدون تعمق ، آغاز نكرده بود، بلكه مى خواست وضعیت تلخ و ناگوارى را كه امت در پى حكومت منحرف اموى و مخالف تمام قوانین و سنتها، در آن مى زیست ، تغییر دهد؛ نظامى كه زندگى مردم را به جهنّمى تحمل ناپذیر مبدل كرده و شهرهاى مختلف اسلامى را دچار انواع ظلم و هراس ساخته بود.
در این میان ، شهرهاى زیر سلطه
((زیاد بن ابیه )) والى معاویه بر عراق و برادر نامشروعش ، شرایط سخت ترى داشتند. ((زیاد)) آتش فتنه را برافروخته بود، میان مردم ، برخلاف حكم خدا رفتار مى كرد، بى گناه را به جاى گناهكار و بازمانده را به جاى فرارى ، مجازات مى كرد و با تهمت و گمان ، افراد را مى كشت . ((زیاد)) در آغاز فرمانرواییش موارد فوق را به صراحت اعلام كرد و مو به مو آنها را به اجرا درآورده و بر زندگى مردم منطبق ساخت .
جباران اموى و طاغیان سرمایه دار قریش كه قصد از بین بردن تمامى دستاوردهاى اسلامى و مجد و عظمت امت را در سر داشتند حكومت امت را به دست گرفته و سرنوشت آنان را رقم مى زدند؛ اعتقادات ، زندگى فكرى و اجتماعى آنان در خطر بود و درآمدهاى كلان اقتصادى در جهان اسلام ، صرف شهوتهاى حُكّام مى شد.
نواده رسول اكرم ( صلّى اللّه علیه و آله ) و آرزوى اسلام و اولین مسؤ ول نگهبان مسلمانان و حافظ زندگى اجتماعى آنان ، نمى توانست در برابر این افسار گسیختگى ساكت بنشیند، لذا پدر آزادگان براى رهایى مسلمانان و بازگرداندن زندگى انسانى و كریمانه براى آنان بر امویان شورید؛ چقدر امام براى اسلام مفید بود و چه بسیار به مسلمانان لطف رساند!
حماسه كربلا از مهمترین حوادث جهانى ، بلكه از مهمترین كوششهاى شگفت آورى است كه در میدانهاى نبرد مسلحانه بر ضد ظلم و طغیانگرى ، به تمام اهداف خود دست یافته است . این قیام ، مسیر تاریخ ملتهاى اسلامى را تغییر داد و افقهاى روشن براى سرپیچى از ظالمان و طاغیان ، در برابر آنان گشود.
این حماسه جاودانه ، عواطف آزادگان را برانگیخت و آنان را براى آزادى جامعه از یوغ بندگى و خوارى و رهایى از حكومت نامشروع ، به عرصه نبرد مسلحانه كشاند.
سیدالشهداء ( علیه السّلام ) در قیام جاوید خود پیروز شد، اهداف و آرمانهاى حضرت نیز پیروز شدند. پس از آن ، الگویى براى جنگ ، جاویدان و مقدس ‍ شد كه در هر زمان ظالمان و طاغیان را مى راند و انقلابیون را با روح جانبازى و فداكارى ، مدد مى رساند.
از جمله مهمترین پیروزیهاى درخشان نگهبان حرم در قیام خود، گرفتن مشروعیت از حكومت اموى بود، حضرت نشان داد كه حكومت یزید در هیچ صورتى نماینده اسلام و مسلمانان نیست و مورد رضایت امت نمى باشد، بلكه حكومتى دیكتاتورى است و پایه هاى آن بر
((شمشیر)) و ((نطع [ بلى قربان گفتن ])) قرار دارد، نه اختیار امت .
پدر آزادگان گویى دینامیت در پایه هاى حكومت اموى كار گذاشت و آن را یكسره ویران كرد و بدین ترتیب نشانه هاى طغیانگرى ، فسق و فجور و جبروت آنان را محو نمود. پس از آن ، حكومت اموى به نمونه اى سیاه براى هر حكومت منحرف از حق و حقیقت بدل شد.
قیام سرور آزادگان ، ملتهاى اسلامى را از خواب غفلت بیدار كرد آنان نیز چون نیروىِ درهم شكننده اى با دادن شعار آزادى ، استقلال و كرامت انسانى ، براى رهایى از آن حكومت سیاه ، دست به قیامهاى پیاپى زدند؛ این قیامهاى پى درپى كه ادامه قیام حسین ( علیه السّلام ) بود، سرانجام حكومت اموى را سرنگون كرد و از صفحه روزگار محو نمود.
ناگفته نماند جنایاتى كه بر سر امام حسین و اهل بیتش ( علیهم السّلام ) آمد، ناگهانى و غیر منتظره نبود، بلكه نتیجه مستقیم انحرافات و كجرویهاى سیاسى حُكّام و مسؤ ولانى بود كه به حكومت ، چون منبع درآمد و وسیله دستیابى به ثروتهاى كلان مى نگریستند. آنان این مطلب را درك نكرده بودند كه اسلام ، حكومت را ابزار خدمت به جامعه و تحول فكرى و اقتصادى مردم مى داند و حاكم را در برابر خدا مسؤ ول مى شناسد تا در اقتصاد امت ، درست رفتار كند، پس به شدت باید در آن احتیاط كند. رئیس دولت و دیگر اعضاى حكومت حق ندارند براى خود یا بستگانشان امتیازى قایل شوند و بخشى از اموال دولتى را به خودشان اختصاص دهند.
در راءس حاكمان منحرف ، خلفاى اموى قرار داشتند كه بندگان خدا را به بردگى و اموال الهى را
((تیول ))(2) خود گرفته بودند. آنان علاوه بر ظلم به امّت و دست اندازى به كرامت آنان به طور خاص ، علویان را مورد ستم و تعدّى قرار مى دادند و شیعیانِ آنان را مى كشتند.
ابوالفضل ( علیه السّلام ) همه این محنتهاى سخت و ناگوار را كه بر سر اهل بیتش و دوستان آنان مى آمد، مشاهده مى كرد و بدون تردید در درونش سخت ترین انواع رنجها و دردها را بجا مى گذاشت .
ابوالفضل العباس ( علیه السّلام ) پس از امام حسین ( علیه السّلام ) در حماسه كربلا بزرگترین نقش را ایفا كرد و پس از سازنده این حماسه جاوید در دنیاى حق و عدالت امام حسین ( علیه السّلام ) بر تمام اصحاب امام و افراد خاندان حضرت ، مقدم گشت ؛ زیرا علاوه بر مواضع قهرمانانه حیرت آور و ایستادگى درخشانش در برابر لشكریان ابن زیاد، خدمات بزرگى براى برادرش انجام داد. ابوالفضل ( علیه السّلام ) در میان اصحاب و اهل بیت برادرش ، روحیه عزم ، ایستادگى و تصمیم بر شهادت و جانبازى در راه امام را مى گسترد، مرگ را سبك مى گرفت و زندگى را ریشخند مى كرد. این پدیده بر یاران امام اثر گذاشت و آنان جامه شهادت را به تن كردند و براى سربلندى كلمة اللّه به میدان جهاد شتافتند.
عباس ( علیه السّلام ) در ایام سخت محنت بزرگ برادر، همراه امام ماند و او را ترك نكرد، انواع نیكیها و خوبیها را در حق برادر انجام داد، با خون و جان از او دفاع كرد، علمدار امام بود و سرپرست امور حضرت و دست نیرومند امام به شمار مى رفت .
راویان مى گویند:
((محبّت و اخلاص ابوالفضل نسبت به برادر، قلب امام را فراگرفته بود تا آنكه خود را فداى برادر ساخت ، حضرت ( علیه السّلام ) دریغ مى كرد و اجازه پیكار نمى داد مگر پس از آنكه تمام اصحاب و مردان اهل بیت به شهادت رسیدند زیرا توانمندى و حمایتگرى برادر را تا وقتى كه زنده بود در كنار خود حس مى كرد)).
هنگامى كه عباس به شهادت رسید، امام حسین ( علیه السّلام ) غربت ، تنهایى و فقدان برادر را احساس كرد و همه آرزوى خود را در زندگى از دست داد و به تلخى بر او گریست و با قلبى حزین او را ندبه كرد و سپس به میدان جنگ شتافت تا برادر را در بهشت برین دیدار كند.
سلام خدا بر تو باد اى ابوالفضل كه در زندگى و شهادتت ، آیینه تمام نماى همه ارزشهاى انسانى بودى و همین افتخار تو را بس كه به تنهایى نمونه والایى از شهیدان طف
(3) بودى كه به قله مجد و كرامت دست یافتند.
سالیانى قبل بر آن بودم تا شرف نوشتن سیره ابوالفضل العباس ( علیه السّلام ) پیشاهنگ شرافت و كرامت این امت را نصیب خود سازم . یكى از فضلا و آقایان حوزه علمیه نجف نیز این درخواست را از من داشت ، لیكن اشتغال به نوشتن دائرة المعارفى درباره امامان اهل بیت ( علیهم السّلام ) مرا از پاسخگویى به این خواسته بازداشت تا آنكه یكى از فرزندانم دچار حادثه اى ناگوار شد و من و او خاضعانه از خداوند، رفع این گرفتارى را به دعا خواستیم . خداوند متعال دعاى من و او را اجابت كرد و او را نجات داد، الحمدللّه . پس از آن فرزندم از من خواست تا كتابى درباره زندگى و شهادت ابوالفضل ( علیه السّلام ) بنگارم و من هم خواسته اش را برآوردم ، موضوعى را كه در دست نوشتن داشتم متوقف كردم . و به امید آنكه خداوند موفّقم گرداند تا به گونه اى روشن و كامل و در نظر گرفتن واقعیت و حفظ حقیقت ، آنچه را بایسته است بنگارم ، متوجه حضرت ابوالفضل ( علیه السّلام ) گشتم و گام در این راه نهادم كه :
((مرا لطف تو مى باید، دگر هیچ )).
باقر شریف القرشى




نوع مطلب : زندگی حضرت عباس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 18 شهریور 1396 03:36 ق.ظ
Link exchange is nothing else except it is only placing the
other person's blog link on your page at appropriate place and other person will also do similar for you.
یکشنبه 20 فروردین 1396 06:20 ب.ظ
Can you tell us more about this? I'd like to find out more
details.
جمعه 18 فروردین 1396 02:08 ب.ظ
I needed to thank you for this excellent read!! I definitely enjoyed every bit of it.
I've got you saved as a favorite to look
at new things you post…
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

احکام دینی و مذهبی
جهت تبادل لینک وب م ارا لینک کرده از طریق قسمت ارسال پیوند میتوانید لینک شوید

نظر یادتون نره

مدیر وبلاگ : محسن
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :